محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )

46

رستم التواريخ ( فارسى )

غرض آن‌كه اين تاريخ مبارك ميمون را از سال يك‌هزار و صد و نود و سه هجرى ، به‌تدريج نوشته تا سال يك‌هزار و صد و نود و نه سال و يازده ماه هجرى . و مسوّده‌اى وقايع و حوادث آن به گوشه‌اى افتاده . در سال يك‌هزار و دويست و نه هجرى كه سال نهم سلطنت خاقان سكندرشأن سليمان‌نشان دارادربان قيصرپاسبان چنگيز اطوار تيموررفتار از عدل بر ملوك ، مباهى ، اعلىحضرت جم‌جاهى ظل اللهى سلطان محمد شاه « 1 » قاجار غفر اللّه له باشد ، حسب التمناى نخبهء مقربين درگاه سلطانى ، زبدهء صناديد و سرهنگان ايرانى ، يكّه غلام عقيدت‌فرجام با عز و جاهش ، بلكه ترخون گستاخ درگاهش - اللّه وردى خان افشار - ، خويش مادرى خود و مير محمد خان قهوه‌چى باشى - ولد دوست محمد خان سردار افغان - ، برادر مادرى خود ، مسوده‌ها را جمع نموده و نسخه نوشته و به گوشه‌اى نهاده تا آن‌كه در روزگار فرخنده آثار خاقان صاحبقران ظفر توأمان ، زبدهء سلاطين زمان ، افتخار خواقين با عز و شأن ، شاه شاهان ، فخر ممالك‌پناهان ، فرمانفرماى بحر و بر ، شهنشاه صد پسر ، ديهيم و افسربخشاى ملوك ، شمس الملوك نيكوسلوك ، آفتاب جهان‌تاب سپهر جهان‌بانى ، دردانهء درى آب و تاب صدف سلطانى ، ابو الخواقين ، نواب همايون ، اعلىحضرت جم‌جاهى ظل اللهى ، ملجاء ملك و ملت ، غمخوار سپاه و رعيت ، السلطان ابن السلطان ابن السلطان ، الخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان ، جهان‌مطاع اعظم ، اولو الامر معظم ، فتح على شاه الموسوى الصفوى ، بهادر خان من جانب الآباء و القاجار التيمورى الجوركانى من جانب الامهات ، خلد اللّه ملكه در سال يك‌هزار و دويست و چهل و هفت هجرى كه سال سى و هفتم شاهى آن والاجاه باشد ، اين تاريخ مبارك با آب و تاب و اين كتاب ميمون مستطاب ، به نظر فيض‌منظر كيميااثر هفت شهنشاهزادهء آزادهء از عيوب و شيون ساده ، يعنى شهرياران ، كامكاران ، نامداران ، بختياران ، فرمانفرمايان مملكت‌پرور ، حكمرانان عدالت‌گستر ،

--> ( 1 ) - منظور نويسنده در اينجا آقا محمد خان بوده و از اين‌رو نبايد آن را با محمد شاه ، اشتباه كرد .